شهاب الدين احمد سمعانى
208
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
حق ، چنان كه عايشه - رضى الله عنها - گفت : كانّ خلقه القرآن ، رسيدن وى - صلواتاللهعليه آنجا كه رسيد ، به صفت حق بود ، و آن بردن است نه به صفت خود ، كه آمدن است . آينده طالب بود و برده مطلوب . آينده مريد بود و برده مراد . آينده ذاكر بود و برده مذكور . هرگز طالب چون مطلوب نبود 28 ، و مريد چون مراد نبود ، آينده غايب بود تا چون بيايد حاضر شود ، باز برده از برنده يك دم غايب نبود . آمدن صفت عام است و آوردن صفت خاصّ ، هر كه را ما بآييم ، از آمدن چاره نبود ؛ و هر كه را / a 65 / ما خواهيم ، خود آريم . هر كه خود آيد ، بود كه راه يابد ، و بود كه نيابد ؛ و هر كه را ببرند روا نبود كه راه نيابد . چون موسى خود آمده بود داغ لَنْ تَرانِي بر جگرش نهادند ، و چون مصطفى را ببردند 29 تاج أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ بر سرش نهادند . و از اين معنى بود كه چون موسى كوه بديد و آن تجلّى حق بر كوه ، صعقش افتاد . چنان كه ربّ العزّة در محكم تنزيل 30 خود خبر داد كه وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً ؛ زيرا كه آمدن صفات آينده است ، هر كه به صفت خود قائم بود ، روا بود كه ديگرى وى را 31 غالب گردد كه صفات حق مغلوب روا نبود 32 . باز مصطفى - عليه السّلام - كه كلّ مقامات انبيا بديد و فراديس اعلى و جنان و غلمان و ولدان و حور و قصور و انهار و اشجار و دوزخ و الوان عقوبات و لوح و قلم و قضاء و قسمت در وى بديد ، ذرّهاى از جاى بنهرفت ؛ زيرا كه برده بود 33 ، و بردن صفت حق است ، و صفة الحق لا يغلب . باز چون موسى به صفت خود قائم بود مغلوب گشت ، و چون مصطفى به صفت حق قائم بود غالب گشت . عجب آن است كه جبرئيل آيت آورد كه سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ ، و نيز بيامد كه برخيز ، تا ترا ببرم . اگر برنده تويى ، سبحان چيست و اگر برنده وى است ، تو در ميان چه مىكنى ؟ اى جبرئيل ! نه ترا براى آن فرستادهاند كه ما را ببرى كه برنده و آرنده و دارنده ربّ العزّة است ؟ ليكن كسوتى از روح روح در تو پوشيدهاند كه آن كسوت را طرازى مى دربايد ، كه جامه به طراز تمام گردد . خدمت آستانهء نبوّت ما را طراز اعزاز كسوت وجود تو گردانيدند . جبرئيل مىگويد : خيز تا ترا ببرم ، اگر خود را تو آوردى ، مرا تو برى . وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ - چون ترا بىفرمان قدم نهادن روى نيست ، پس برندهء ما نه تويى . در اخبار قصّهء معراج آمده است كه مصطفى - عليه السّلام - گفت صلّيت عشاء الآخرة عندكم و صلّيت ركعتيها ببيت المقدس و صلّيت الوتر تحت العرش . اى خفته ! خفته را نماز نباشد ، دليل بر آن است كه به بيدارى بود نه در خواب . و چون كفّار قريش طعن كردند در